عبد الملك الخركوشي النيسابوري ( مترجم : نجم الدين محمود راوندى )
مقدمه 24
شرف النبي ص ( فارسي )
اهل - همسر ، زن oa 2 باز خوردن - نوشيدن a 37 ، b 3 I ، برخان IIb ، برى خوان ( ؟ ) a 7 I ، به دروغ داشتن b 9 II ، به دروغزن داشتن a 2 Io ، بىسامانى نكند - لم يفسق b 33 I ، ( پليد باشد بىسامان كار ) b 33 I ، a 7 Io ، پرستك a 9 ، پس روى - پيروى b 7 Io ، پسينگان a 25 ، پول - پل b 67 تا الى يومنا هذا b 58 ، تبش آتش a 8 I ، تفكير b 38 ، جرجير - ككج a 36 ، جمنده Iooa ، خسر b 88 ، خوابنيدن b 9 I ، دبهخايه a 7 ، درشتخو b 7 Io ، دست بر زدن گرفتن a 7 I ، دل ماندگى b 27 ، b 9 I ، دوسانيدن b 56 دوگوشى ( نوعى كلاه ) Ia 3 ، روزهدار نماز كن Ib 4 I ، ريزيدن oa 4 I ، زناشوهرى a 33 ، زهره چكيدن a 3 I ، ستيهنده a 25 ، فرزندك b 47 I ، فرياد خواندن oa 3 I ، فرياد كردن oa 3 I ، گستاخى كردن a 38 ، گناه گذاردن a 39 ، مادرت باز مياباد b 7 I ، مهمان خدا b 57 ، نماز كن Ib 4 I ، و اسرى - واراسا b 59 I ، هاگرفتندى a 28 . كاربرد نوعى فعل در اين متن ديده مىشود كه از شيوهء فعلهاى پيرو و پايه به دور است : « مىگفتند اى حليمه ، تو امروز به دختران پادشاهان مانى از تنعم و نازكى و ديروز رنگ تو گرديده بود و در سختى بودى ، ترا حالتى افتاده است . و من هيچ نمىيارم گفت . » ص 53 « با خود گفتم اگر من در منزلى از منازل بنى سعد توقف كردمى مرا بهتر بودى . پس بيامدم و در خانهاى مىروم و بيرون مىآيم و در ديگرى مىروم . » ص 36 « پس پير بيرون آمد و من آواز دندان او مىشنوم كه بر هم مىآيد و زانوهاش مىلرزد . و عصا از دست بينداخت و مىگريست . » ص 43 « فاطمه مىگفت . . اى پدر من كه خداى تعالى او را بخواند و او اجابت كرد ، اى پدر من كه بهشت فردوس مأواى او است ، اى پدر من كه چه نزديك است به خداى تعالى ، اى پدر من كه خبر مرگش به جبريل دهم . » ص 460 و گاه حذف شناسهء فعل به قرينهء پيشتر ديده مىشود : « رسول گفت : نمىدانم كه اين ديوارها شكايت كرده بودند از برهنگى تا شما جامه درو پوشانيدى . » ص 15